الشيخ الأميني ( مترجم : جمعي از مترجمين )

134

الغدير ( فارسي )

بن حرث بوده و گفته شده كه او حرث بن نعمان بوده ، و جريان امر چنين بوده كه چون گفتار پيغمبر صلى اللَّه عليه و آله : « من كنت مولاه فعلىّ مولاه » به او رسيد بر ناقهء خود سوار شد تا به ابطح رسيد ، شتر خود را خوابانيد ، سپس خطاب به پيغمبر صلى اللَّه عليه و آله نموده گفت : از جانب خدا بما امر كردى كه به يكتائى خدا و رسالت تو شهادت دهيم و ما از تو قبول كرديم و امر كردى كه پنج نوبت نماز بخوانيم و اموال خود را تزكيه نمائيم پذيرفتيم ، و امر كردى كه همه ساله ماه رمضان را روزه بداريم ، قبول كرديم و ما را امر به حج نمودى قبول كرديم و به اين امور اكتفا ننمودى تا پسر عمّ خود را بر ما برترى دادى ! آيا اين امر از ناحيه تو است يا از جانب خدا ؟ ! پيغمبر صلى اللَّه عليه و آله فرمود : قسم بخدائى كه جز او معبودى نيست ، اين امر جز از جانب خدا نبوده ، حرث برگشته در حالى كه ميگفت : خداوندا ، اگر آنچه محمّد ميگويد حق است ، بر ما از آسمان سنگى ببار يا عذابى دردناك بر ما برسان ، قسم به خداوند هنوز به شتر خود نرسيده بود كه خدا سنگى بر او افكند كه بدماغ او اصابت نمود و از دبرش بيرون شد و او را كشت ، سپس اين آيه نازل شد : * ( سَأَلَ سائِلٌ بِعَذابٍ واقِعٍ ) * . . . تا آخر آيات . 15 - سيد جمال الدين شيرازى متوفاى سال 1000 در كتاب خود ( الاربعين في مناقب امير المؤمنين عليه السّلام ) گويد : حديث سيزدهم از جعفر بن محمّد عليهما السّلام از پدران بزرگوارش عليهم السّلام روايت شده كه : چون رسول خدا صلى اللَّه عليه و آله بغدير خم رسيد ، مردم را طلبيد پس از آنكه جمع شدند ، دست على عليه السّلام را گرفت و فرمود : من كنت مولاه ، فعلى مولاه ، اللهم وال من والاه ، و عاد من عاداه ، و انصر من نصره ، و اخذل من خذله ، و أدر الحق معه حيث كان ، ( 1 ) و در روايت ديگر است كه فرمود : اللهم اعنه و اعن به ، و ارحمه و ارحم به ، و انصره و انصر به ( 2 ) اين خبر شايع شد و ببلاد رسيد و از جمله به حرث بن

--> ( 1 ) و حق را با او بگردان هر جا كه او باشد . ( 2 ) خدايا به او كمك فرما و با او به ديگران كمك كن و به دو رحم كن و با او به ديگران رحم آور و به او نصرت كن و با او به ديگران نصرت كن .